تفسیر سوره ی حشر :: گفتمان برتر

گفتمان برتر

دغدغه نوشت های یک طلبه ی تمدن گرا

گفتمان برتر

دغدغه نوشت های یک طلبه ی تمدن گرا

گفتمان برتر

امروز ما در یک چالش عظیم قرار داریم با مراکز قدرتى که فکر آنها این است که اگر این نظام کارآمدى خود را به‌طور کامل اثبات کند، عرصه براى آنها تنگ خواهد شد؛ کمااین‌که همین الان هم آنهامى‌بینند در مقابل نظام جمهورى اسلامى کم‌کارى کرده‌اند که نظام ما توانسته به پیشرفتهایى که دوستان اشاره کردند، نایل آید.گفتمان عدالت، یک گفتمان اساسى است و همه چیز ماست. منهاى آن،جمهورى اسلامى هیچ حرفى براى گفتن نخواهد داشت؛ باید آن را داشته باشیم.
در دهه‌ی چهارم انقلاب، گفتمان اصلیِ، پیشرفت و عدالت است؛ پیشرفت در همه‌ی ابعاد علمی و اقتصادی و اخلاقی و فرهنگی، و عدالت همه‌جانبه در توزیع فرصتها و امکانات مادی و معنوی.گفتمان یعنى یک مفهوم و یک معرفت همه‌گیر بشود در برهه‌اى از زمان در یک جامعه. آنوقت، این میشودگفتمان جامعه.این گفتمان را باید همه‌گیر کنید؛ به‌گونه‌یى که هر جریانى، هر شخصى، هر حزبى و هر جناحى سر کار بیاید، خودش را ناگزیر ببیند که تسلیم این گفتمان شود؛ یعنى براى عدالت تلاش کند و مجبور شود پرچم عدالت را بر دست بگیرد؛ این را شما باید نگه دارید و حفظ کنید.لازمه‌ی تحقق الگوی اسلامی–ایرانی پیشرفت و رسوخ آن در میان نخبگان، گفتمان‌سازی آن در جامعه است. این گفتمان سازى براى چیست؟ براى این است که اندیشه‌ى دینى، معرفت دینى در مخاطبان، در مردم، رشد پیدا کند. اندیشه‌ى دینى که رشد پیدا کرد، وقتى همراه با احساس مسئولیت باشد و تعهد باشد، عمل به وجود مى‌آورد و همان چیزى میشود که پیغمبران دنبال آن بودند. فرهنگ صحیح، معرفت صحیح...
(آیت الله العظمی امام خامنه ای روحی له الفداء)
***
صفحه اختصاصی سایت گفتمان برتر در نرم افزار تلگرام
https://telegram.me/goftemanbartar
شناسه کاربری صفحه:
@goftemanbartar
شناسه کاربری مدیرسایت:
@gofteman

پیوندهای روزانه

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «تفسیر سوره ی حشر» ثبت شده است

وبسایت گفتمان برتر


خلاصه ای ازنکات مطرح شده
توسط حجت الاسلام دکتر نخاولی در جلسه سیر و سلوک قرآنی مورخ 15 اسفند1392

قیامت؛ تجلی خداوند با اسم الباطن

سیر صعودی یا قهقرایی؟

خیلی از اوقات شخص در حال سقوط است ولی گمان می کند که در حال رشد است. هر فردی باید به دقت ببیند که سیر صعودی دارد یا به قهقرا می رود. بدون محاسبه ممکن نیست این را بفهمیم و اصلا فهم اولیه روند حرکت فرع بر وجود ارزیابی است: من حاسب نفسَهُ رَبِح و من غَفل عنها خسر، هر که نفسش را ارزیابی کند نفع می برد و هر که از آن غافل شد سرمایه اش بر باد می رود.

چشم رضایت

در محاسبه نفس می خواهیم از محبوب ترین شیء عالم نزد خودمان، ایراد بگیریم. حالا وقتی ما عادت کرده ایم که حُسن های خود و عیب های دیگران را ببینیم، چقدر این کار سخت می شود. اصلاً منشأ بسیاری از دعواها همین حُسن خود دیدن است. با محاسبه تمرین می کنیم که این چشم رضایت را از خودمان برداریم.

خوشا به حال عیب جوی خود: طوبی لمن شَغَلهُ نفسه عن عیوب النّاس. واقعا چقدر از خودمان گله داریم و چقدر از خود راضی هستیم؟ ما حتی امور منفی خود را هم خوب جلوه می دهیم.

آب گل آلود و نفس شیّاد

جدا از مسئله دوست داشتنِ خود، دو مسئله دیگر کار را مشکل تر می کند. یکی اینکه مرز بین مثبت ها و منفی ها بسیار نزدیک است و حقیقتاً راه رفتن روی صراط مستقیم از گام برداشتن روی تار مو و لبه شمشیر سخت تر است.

دوم اینکه در این آب گل آلود با حیله گری و شیّادی نفسمان مواجهیم. این نفس گاهی تکبّر را به اسم وقار جا می زند، ذلّت را به اسم حیا و تحقیر دیگران را به اسم تربیت. مثلا کسی را تحقیر می کند و با خود می گوید: اگر من الآن ادبش نکنم، فردا با دیگران همین کار را می کند، غافل از اینکه دارد غضبش را تسکین می دهد.

اخوان فی الله

امام صادق علیه السلام فرمودند: بهترین دوست من کسی است که عیوب مرا برایم به هدیه بیاورد. بیایید دوستان صمیمی به هم بسپاریم که عیوب هم را به یکدیگر گوشزد کنیم. همسرانِ همراه و دوستان نزدیک باید برای غلبه بر نفس از هم کمک بگیرند. چون هر کسی خودش را دوست دارد و چشم رضایت، حسن ظن می آورد باید چشمی از بیرون باشد تا عیوب بهتر معلوم شود. الرفیق ثم الطریق. این افراد را اخوان فی الله می گویند.

کیفیت اجمالی محاسبه

به طور اجمال (قبل از اینکه به مباحث تفصیلی نحوه محاسبه برسیم) می خواهیم بدانیم چگونه باید محاسبه کرد. باید از خود بپرسم از صبح تا بحال چه کرده ام. مثلا اگر مغازه دار هستم باید بپرسم با مردم خوب برخورد کرده ام یا نه. این مرحله اول است که سوال از رفتار ظاهری است. در مرحله ظاهری می پرسیم این رفتار خوب به چه نیت باطنی بود. مثلا خدای ناکرده اگر مشتری زن بوده خوب بر خورد کرده ام یا برای رضای خدا. باید اعمال و نیات را زیر ذره بین بگیریم.

 نفسِ شرور، مکانیسم آن اینگونه است که عیوب را به فراموشی می سپارد. این حالت اگر در انسان غلبه کند بسیار خطرناک است. در روایت داریم که مومن اگر گناهی را هفتاد سال پیش هم انجام داده باشد، استغفار می کند. یعنی عیوب خود را فراموش نمی کند.

کافیست برای شروع شبی 5 دقیقه به پای محاسبه بنشینیم و کار ها و انگیزه ها را ارزیابی کنیم. در این میان نباید اسیر توجیهات شد و باید بتوانیم آنها را به بند بکشیم. مثلا گاهی در مقابل خدمت، واکنش بدی می بینیم وناراحت می شویم. این یعنی کار برای خدا نبوده است. ما قصد معامله داشتیم؛ یعنی می خواستیم در مقابل خوبی، خوبی ببینیم و حالا که در این معامله ضرر کرده ایم ناراحتیم. علامه طهرانی می فرمودند: اگر کاری را برای رضای خدا انجام دادی و در مقابلش سیلی خوردی، آن یلی را هم بخاطر خدا تحمّل کن. این فرد مامور شده تا تو را رشد بدهد و تو را به معراج ببرد.

فردی از همراهان ما بود که در قبال خوبی، بدی دیده بود و آنقدر ناراحت بود که سرخ شده بود و می گفت حتما باید جواب این کارش را بدهم. استاد ما به او فرمودند: تو همین الآن داری توی جهنّم می سوزی!

البته محاسبه در ابتدا بیشتر از 5 دقیقه طول می کشد، اما وقتی روش هایی را که در جلسات آینده گفتگو خواهیم کرد، به کار ببندد، کمتر از این هم می شود.

آیات دیگر درباره محاسبه

للّهِ مَا فىِ السَّمَاوَاتِ وَ مَا فىِ الْأَرْضِ  وَ إِن تُبْدُواْ مَا فىِ أَنفُسِکُمْ أَوْ تُخْفُوهُ یُحَاسِبْکُم بِهِ اللَّهُ  فَیَغْفِرُ لِمَن یَشَاءُ وَ یُعَذِّبُ مَن یَشَاءُ  وَ اللَّهُ عَلىَ‏ کُلِّ شىَ‏ءٍ قَدِیر: آنچه در آسمان‏ها و آنچه در زمین است از آن خداوند است و اگر آنچه در دل دارید آشکار یا پنهان کنید، خداوند حساب آن را از شما باز خواهد خواست، پس هر که را بخواهد مى‏آمرزد و هر که را بخواهد عذاب خواهد کرد و خداوند بر هر کارى تواناست.(بقره/284)

خداوند در این آیه می فرماید که کل نظام هستی ملک خداوند و از آن اوست. پس ما نیز به عنوان جزئی از این نظام، ملک اوییم. از طرفی مالک بر مملوک احاطه کامل دارد، یعنی بر ظاهر و باطن او محیط است. می فرماید آنچه خدا از آن حساب می کشد فقط اعمال آشکارا و ظاهری ما نیست، بلکه از نهانخانه های دل هم محاسبه می شود.

پرسش از نیّات

 در تایید این مسئله در جای دیگر قرآن کریم آمده: یَأَیهَّا الَّذِینَ ءَامَنُواْ اجْتَنِبُواْ کَثِیرًا مِّنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ : اى مؤمنان! از بسیارى از گمان‏ها دورى کنید که برخى از گمان‏ها گناه است (حجرات/!2)

می فرماید که نفس برخی از گمان ها گناه است نه تجلی آن در اعمال. یا در جای دیگر می فرماید: إِنَّ الَّذِینَ یحُبُّونَ أَن تَشِیعَ الْفَاحِشَةُ فىِ الَّذِینَ ءَامَنُواْ لهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ فىِ الدُّنْیَا وَ الاَخِرَة: بى‏گمان کسانى که دوست دارند درباره مؤمنان، کار زشت شایع شود عذابى دردناک در این جهان و در جهان واپسین خواهند داشت(نور/19) می بینید که همین دوست داشتن آنها که فعلی درونی است، آنها را ورطه عذاب می کشد.

همین طور است لعن هایی که به افراد پست در دعا ها می فرستیم،؛ کسانیکه سمِعت بذلک و رضیت به. آنها که ظلم را شنیدند و به آن راضی بودند. در آیه دیگر می فرماید که گوش و چشم و دل مورد محاسبه قرار می گیرند: إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤَادَ کلُ أُوْلَئکَ کاَنَ عَنْهُ مَسْئولا:  از گوش و چشم و دل، هر یک، خواهند پرسید( اسراء/36) که دل اشاره به درونیات ماست.

تربیت و رشد در غیر انسان عمدتا حاصل عوامل بیرونی است ولی در انسان بیشتر تابع درون است. منشأ اعمال ما همین حبّ و بغض هاست. پس کشف عیوب بیرونی و درونی خود، کلید نجات است که با محاسبه تحقق می یابد.

دو مسئله در این آیه هویدا می شود. یکی اینکه آیا درونیات را محاسبه می کنند که جوابش آری است و دوم اینکه آیا بخاطر آنها عذاب هم می کنند که معلوم نیست؛ فَیَغْفِرُ لِمَن یَشَاءُ وَ یُعَذِّبُ مَن یَشَاءُ.

یک تذکر

حضرت استاد حسن زاده آملی می فرمودند: خدا کسی را جهنم نمی برد حتی یزید را.  نفسِ جهنمی خودش جهنم می شود و نفس بهشتی، بهشت. درست است که نار الله الموقده هست، اما الّتی تطّلع علی الأفئده نیز هست. یعنی آتشی که از خود دلها طلوع می کند. قیامت هم خود نفس ماست.

قیامت چقدر نزدیک است؟

در آیه محوری محاسبه در سوره حشر خداوند فرمود: باید آدمی خوب بنگرد که برای فردا چه پیش می فرستد. واژه فردا به ما می رساند که قیامت نزدیک است. در جواب به این سوال که قیامت چقدر نزدیک است، دو نوع جواب در قرآن کریم آمده است. گاهی آمده کلمحِ البَصر که یعنی مثل چشم بر هم زدنی. اگر کسی بپرسد که پس کجاست این قیامت؟ من که چشم بر هم زدم و نیامد. می گوییم که این از باب تمثیل است و منظور نزدیکی فوق العاده ایست که آن را درک نمی کنیم. ما اغلب  در حصر زمان در بندیم و نمی توانیم تصور کنیم که زمان را هم می شود از بیرون آن نگاه کرد. مثال این عدم توانایی این است که فردی را تصور کنید که از ابتدا در ته چاهی بوده و تنها افق دید او همان دهانه چاه است. هموار هاگر حیوانی از روی چاه می پریده، او اول سرش را می دیده و سپس دست و پایش و سپس دمش را. حالا اگر به این فرد بگوییم می شود که حیوانی را یکجا از بیرون و به طور کامل دید، باورش نمی شود. همین الآن قیامت هست اما آنانکه در ته چاه طبیعت هستند نمی توانند آن را درک کنند.

جواب دوم که جواب دقیق تر است این است که عِلمُها عند رّبّی؛ یعنی تحقق قیامت در نزد خداست. نزد خدا هم که زمان معنا نمی دهدو از سنخ زمان نیست و غیر از زمان رهیده ها نمی توانند آن را دریابند. قیامت روز بروز خداوند به اسم الباطن است. ما همین الآن غرق در قیامتیم پس چرا آن را نمی بینیم؟ فردا در آیه کریمه یعنی روز متصل به شب ظلمانی دنیا، یعنی وقتی از دنیا رهیدیم.

در آیه ای دیگر در سوره آل عمران آیه ای مشابه این آیه سوره بقره داریم با این تفاوت که در اینجا تخفوا در ابتدا آمده و در آخر آیه اشاره به اسم علیم خداوند شده نه قدیر. لطافت این تفاوت در این است که وقتی سخن از محاسبه است، چون اصل ابتدایی در حساب، ظاهر اعمال است، ابتدا تبدوا و امور آشکار آمده و در آل عمران که سخن از علم و احاطه پروردگار است، امور نهانی را ابتدا آورده است.

نکته ای مهم در تصورات ما از افعال و صفات الهی

ما در صفات خداوند می بینیم که او انتقام گیرنده است. تصویری که عموما از انتقام خدا دارند این است که او قوانینی وضع کرده و حالا که عده ای آنها را رعایت نکرده اند، خدا آنها را عذاب می کند. ولی گفته شد که خدا کسی را جهنم نمیی برد و ما خود را جهنمی می کنیم.

یا مثلا می شنویم که خدا از برخی راضی شد. سوال اینجاست که مگر در ذات خدا انفعال و تأثیر راه دارد که ناراضی بوده و حالا راضی شده است. یا می فرماید که نامه عمل را به دست راست و چپ می دهند. آیا همین دست راست و چپ است؟ فهم اینن حقایق نیاز به حرف شنیدن دارد. دین که همه اش تعدادی احکام نماز حج نیست. تازه با این نماز های پر خواطر و حج های ریایی که کاری از پیش نمی رود. باید حرف ها بشنویم. باید جانمان گسترش یابد. اینکه در قرآن آمده که بهشتی می گوید که آهای بیایید و نامه اعمال مرا بخوانید، این نیست که مثل دنیا، یک بچه دبستانی بیست گرفته و می خواهد به کسی نشان بدهد. آنجا دارِ شعور است و چیزی از کسی پنهان نیست. فهم این حقایق، دقّت و تأمل می خواهد. باید ببینیم که چه حقایقی در وراء این حقایق است که به این شکل بیان شده است. متأسفانه برخی تفاسیر این آیات را با دقت کمی بیان می کنند.

قسمت ما فی انفسکم نوضیحی دارد که بعدا گفتگو خواهد شد انشاءالله.

پس آیا خواطر محاسبه می شوند؟ جواب آری است. آیا عقاب می شوند؟ خیر و این نکته ای دارد که در بعداً به گفتگو می نشینیم.

و الحمد لله ربّ العالمین


حاشیه اسلیمی

سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین نخاولی

در جلسه ی سیر و سلوک قرآنی مورخ 15 اسفند 1392

دریافت فایل صوتی با حجم 10 مگابایت


در این زمینه بخوانید:

- سیر و سلوک قرآنی | محاسبه؛ عزم برای بیدار ماندن

- سیر و سلوک قرآنی | نفس انسان، ارزشمندترین موجود هستی

- سیر و سلوک قرآنی | مراتب اعتلای نفس

- سیر و سلوک قرآنی | شاه کلید روح ایمان


بررسی مفهوم و حقیقت تفسیر قرآن

پنجشنبه, ۹ آبان ۱۳۹۲، ۰۹:۴۱ ب.ظ
وب سایت گفتمان برتر

هر که محاسبه نکند ...

خلاصه ای ازنکات مطرح شده 
توسط حجت الاسلام دکتر نخاولی در جلسه سیر و سلوک قرآنی مورخ 9 آبان ماه 1392
قرآن تشریفاتی

محور قرار دادن آیه محاسبه صرفا از روی تیمّن وتبرّک نیست بلکه به طور جدّ تمامی مباحث محاسبه برداشت هایی روشمند از این آیه شریفه است.

صلاحِ کار، کجا و ...

این مطالب دریافت های ما از آیه است و حال اینکه حاقّ خود آیه چیست علمش نزد پرودگار متعال است. غالبا برداشت های ما از قرآن دو دسته اند. گاهی ما فهمی غلط از آیه داریم، یعنی برداشت ما با ظواهر و قرائن موجود در متن مخالفت دارد. گاهی نیز برداشت ما صحیح است و طبق اسلوبی صحیح مطابق درجه فهممان معانی را استخراج می کنیم. در این صورت نیز برداشت ما آینه ای تمام نما از حقایق آیه نیست. اصولا آیات قرآن کریم از سنخ مَلَک هستند و ملکوتی اند و آنها را جز پاکان حقیقی مسّ نمی کنند: لایمسّه الّا المطهّرون. این حقیقت ملکوتی در این دنیا در لباس الفاظ و هم جنس با همین دنیا طلوع کرده است، در عالم برزخ در لباسی دیگر تجلّی می کند و در قیامت در قامتی دیگر. تنها کسی به حقایق آخرتی و ملکوتی آن دست می یابد که خود را پاک کرده باشد و به آن عوالم راه پیدا کرده باشد. امثال ما صرفا با اشتغال در روش های موجود محدود، به معنیِ در خور فهممان راه می یابیم.

حقیقت تفسیر چیست؟

می دانیم که مفاهیم از طریق الفاظ به ذهن ما منتقل می شوند و در مقام تفسیر آنها، باز هم از الفاظ مفصل تر مدد می جوییم. تعریف رایج در باب تفسیر، پرده برداری از الفاظ برای رسیدن به معانی وراء آنهاست. اکتفا به این تعریف هیچ طالب حقیقتی را به صلاح و فلاح نمی رساند. به این مثال ها توجه کنید:

همسری می گوید: بیرون عجب هوا سرد است! آیا مقصود او صرفا همان معانی ظاهری پشت الفاظ است؟ همه می دانیم که اگر او بیرون نرفته منظورش ممکن است این باشد که اگر میخواهی بیرون بروی لباس گرم بپوش. و اگر خود از بیرون آمده ممکن است از ما یک چای گرم بخاهد و یا طلب روشن کردن بخاری را بطور غیر مستقیم بیان کرده است. می بینید که این امکان ها و چندین امکان دیگر همه تابع از فضا و سیاق و متغیر های دیگر است که هیچ کدام در ظاهر الفاظ نیامده است و منظور گوینده لوازم معانیِ پشت الفاظ است. ناگفته پیداست که هیچ کس صرفا جهت اطلاع صحبت نمی کند.  در حقیقت فرآیند فهم متن محتاج فهم منظور و مراد گوینده آن است و تا مراد اصلی او مشخص نشود ، تفسیر حقیقی صورت نپذیرفته است. بسیاری از سوء تفاهمات در زندگی مشترک محصول نفهمیدن یا بد فهمیدنِ مقصود متکلّم است.

در تفسیر قرآن نیز به طریق اولی، ما باید در حد توان بفهمیم مقصود و مراد خداوند از الفاظ قرآن چه بوده است. وگرنه استخراج معانیِ صِرف، گاهی ما را به بیراهه می برد. مثلا آیا مراد خداوند در آیات ابتدایی سوره فتح از ذنب و مغفرت رسول همین گناه و آمرزش مالوف در ذهن ماست یا مقصود فضای دیگریست؟ منظور شناسی الفاظِ قرآن است که کلید حیاتی و مقدمه جریان قرآن در زندگی ماست.

ما درباره جغرافیای این آیات با هم گفتگو کردیم و گفتیم که قرار گرفتن پس از آیات یهود و جهاد و ایثار های مهاجرین و انصار چه منظورهایی می تواند داشته باشد.

سطوح حساب و کتاب در قیامت

محاسبه ما آینه ای از یوم الحساب است. درباره حساب روز جزا در قرآن به سه سطح از پرسش های خداوند اشاره شده است:

سطح اول: در آیات 13 و 14 سوره مبارکه اسراء آمده است: هر انسان، اعمالش را بر گردنش آویخته ایم و پرونده ای را برایش بیرون می آوریم که در برابرش گسترانده شده* ( و به او گفته می شود) پرونده ات را بخوان امروز خودت برحساب آن  کفایت می کنی.

در سطح اول بررسی اعمال و نیات و ... فردی ماست و مقصود از این خطاب یعنی: نفست را ببین. در آنجا خواندن همان ارزیابی است.

سطح دوم: در آیه مبارکه دیگری داریم: روزی که هر کس به اِمامش خوانده می شود. این آیه لطایف بسیار دارد که بیانش در این مقال نمی گنجد. منظور از امام اینجا فقط امیر المومنین و خلیفه اول و دوم و سوم نیست. مراد، سوال از پرونده هر کسی است که ما مرید اوییم و او را به تمامه قبول داریم. اینجاست که خداوند می فرماید: پرونده ایشان را می خوانند و سر سوزنی به کسی ظلم نمی شود.

سطح سوم: در سوره جاثیه می بینیم که آمده: و تری کلّ اُمة جاثیه. هر گروه منسجمی واقعه کمرشکن را می بیند. از تعبیر امّة در می یابیم سوال در این سطح از مجموعه ای است که ما در آن کار می کنیم یا آنها را حمایت می کنیم یا منسوب به آنیم. از هیءت های مذهبی گرفته تا احزاب سیاسی و یا مجموعه خویشان و آشنایان. در جای دیگری از کلام الهی می بینیم: کل اُمّة تُدعی الی کتابها. هر امتی را به پرونده اش می خوانند. پس باید حساب موضع گیری ها و حمایت ها و سکوت ها چه بخاطر ملاحظات و چه رودر بایستی ها را پس داد. گاهی این مجموعه اقوام همسر انسان است که به زعم ناراحت نشدن همسر سکوت می کنیم. آیا بدون در نظر گرفتن روابط، نهی از منکر کردیم؟ اگر نشد از آن گروه بیرون آمدیم؟ و یا اعلام برائت نمودیم؟ در غیر این صورت اگر تک تک افراد عملی مربوط به گروه و از جانب این مجموعه انجام دهند ما نیز باید حساب پس بدهیم و این است حساب کمر شکن. این ملاحظات بی مورد که ریشه در غرور ما دارد، ای رو در بایستی ها، اینها ست که همه وجود و قیامت ما را به آتش کشیده است.

استغفار و اضطراب آیت الله بروجردی بهنگام مرگ

یکی از شاگردان آیت الله بروجردی نقل می کند ایشان بهنگام فوت بسیار استغفار می کردند. به ایشان عرض کردم ما باید مضطرب باشیم، شما با این خدمات و شاگردان و تالیفات و آبادی ها و ... چرا اضطراب دارید؟

ایشان نگاه تندی کردند و همان حدیث رسول خدا خطاب به ابوذر را خواندند : کشتی ات را مستحکم بنا کن که این دریا بسی ژرف است، بارت را سبک بگیر که گردنه ها بسی خطرناک است، توشه بسیار بردار که راه بسی دراز است واَخلص العمل و ان ناقد بصیر.  ناقد به زبان عامیانه یعنی کسی که مو را از ماست بیرون می کشد. باید دانست که اخلاص هم سطوحی دارد و اخلاص های فردی مثل ایشان صرفا همچون ما به پول خرج کردن ها بدون فهمیدن کسی منتهی نمی شد.

تمثال مبارک حضرت آیت الله العظمی بروجردی
تمثال مبارک مرحوم آیت الله العظمی بروجردی رحمه الله علیه

بعنوان مثال مرحوم محمدی عراقی که از شاگردان ایشان بودند به خود بنده فرمودند که ایشان در زمان حیاتشان بوسیدن پای کسی را حرام می دانستند. بهنگام غسل بدن مطهرش خواستم پای ایشان را ببوسم که ناگهان میّت پایش را کشید. ویا پس از همه مراحل که خواستند ایشان را دفن کنند به هنگام تلقین من بالای سرشان بودم و شانه شان را تکان می دادم. وقتی فرد تلقین دهنده جملات مربوط به ربّانیت را تلقین می داد صدایی از ناحیه سینه شان برآمد که: الله جل جلاله. اینچنین فردی از اخلاص عملش بیم دارد.

شاید عده ای اینها را افسانه بدانند که در پاسخ می گوییم : گوش خر بفروش و دیگر گوش خر.

جایگاه آیه ی محاسبه

در سوره مبارکه حشر مشاهده می کنیم که این آیات پس از ایثار های عظیم مهاجرین و انصار آمده است. ایثار هایی که در نهایت احتیاج بوده که تعبیر قرآن از وضعیت آنها کلمه خصاصه به معنی احتیاج شدید است. آیا برای کمتر از این نیز قابل تصور است؟ مثلا در گرمای تابستان پنکه ای که تنها وسیله سرمایشی است را به دیگری بدهیم. یا تنها اتاق خانه را برای مدتی در اختیار دیگری بگذاریم. این ایثار ها از حد ما بیرون است و نباید بدون ظرفیت انجامشان داد. منظور رساندن عظمت کار آنها و مهم تر از آن رساندن عظمت محاسبه است که خطاب به چنین افرادی نازل شده است.

خطاب آیه به مومنین است و کلمه غدا بمعنی فردای قیامت اشاره به ایمان به معاد دارد. از مفاد آیه همچنین استفاده می شود که اگر محاسبه جزء برنامه های جدی زندگی ما نیست باید به ایمانمان به خدا و معاد شک کنیم.

الحمد لله ربّ العالمین

***

جلسه ی سیر و سلوک قرآنی مورخ 9 آبان 1392

با موضوع

" بررسی مفهوم و حقیقت تفسیر قرآن"

دریافت فایل صوتی با حجم 5.5 مگابایت


در این زمینه بخوانید:

- درج این مطلب در سایت عمارنامه

- ولایت، حقیقت نبوت و امامت

- بررسی ضرورت و اهمیت محاسبه در فعالیت های اجتماعی

- معرفی جلسات سیر و سلوک قرآنی

- معرفی حجت الاسلام و المسلمین نخاولی

وب سایت گفتمان برتر


عرفه، عبادت یکروزه و رشد یکساله

خلاصه ای ازنکات
مطرح شده توسط حجت الاسلام نخاولی در جلسه سیر و سلوک قرآنی مورخ 18 مهرماه 1392

- این طفل یک شبه ره صد ساله می رود

ارزش معنوی دهه  اول ماه ذی الحجه اگر از ماه رمضان بیشتر نباشد کمتر نیست. در این دهه شب و روزی است که چه بسا از شب قدر افضل است و روایات ما تصریح دارند که شب قدر و روز عرفه  و شب عید قربان زمان ارتقاء معرفت و اعتراف به گناهان است و آیا می توان فرض کرد بدون معرفت به گناهانمان که مولود محاسبه درست و دقیق  است اعترافی حقیقی صورت پذیرد؟

باید این اوقات را قدر دانست. هر شغل و مشغله ای داریم، باید مثل سفرهای زیارتی اوقاتمان را فارغ کنیم تا به اعمال این روزها برسیم. مراجع قانون گزاری هم باید در اینچنین روز هایی ساعات کاری را به حداقل برسانند. در هر حال اگر در این زمان ها دغدغه و اعمالی نداشتیم یعنی دنیا برایمان مهم تر است، البته دغدغه قبل از تذکر دیگران به معنای در راه بودن است.

خلاصه اینکه اگر روز عرفه را درک کنیم حداقل به اندازه یک سال جلو می افتیم.

"و اما ادامه شرحِ  نامه مرحوم بید آبادی ..."

- راهی از میان سختی ها

آیا دنیا چیزی غیر از یک لقمه و یا لباس ویا همسر و .. است؟ اینها نمود هستند و بود نیستند... هر آنکه در راه خدا خود را به زحمت انداخت اهل بشارت است. انسان بزرگ از آن رو که همت های بزرگ دارد و در مسیر های صعبِ وصول به خدا می افتد، جسمش همیشه در سختی است. (همسر یکی از شهدا بعد شهادت ایشان می فرمود: شکر خدا که رفت، آخر از بس کار می کرد چشمش از بیخوابی همیشه کاسه خون بود). با به جا آوردن با اشتیاق نوافل به خدا تقرب بجو. چه کسی از صحبت با  رفیقش خسته می شود می خواهد به سرعت تمامش کند که برخی با نماز اینچنین اند؟... در زیر آسمان خدا اولیایی می زیَند که جز حق کسی آنها را نمی شناسد... اگر قادر به این اعمال نبودی لا اقل راه اصحاب یمین را ییش بگیر. در اغلب مردم نفع و خیری برای تو نیست و اما کسانی که از ارتباط با آنها ناچاری با آنان راه مدارا پیش بگیر تا جایی که دینت را سرسری نگیری.( اغلب کارهایمان واکنشی شده یعنی بدون فکر کار می کنیم... )

- دو ساحتِ مؤمن

نفست را در چراگاه رخصت های شرعی رها نکن. اینها برای اهل زمان که صاحب عقول ضعیفند گذاشته شده نه سالک راه. (اگر میخواهی رشد کنی نباید به حداقل ها اکتفا کنی.) مولای متقیان از نان جوی آغشته به روغن پرهیز می کرد. مبادا بگویی که اینها حلالند.( آنچه حرام نیست برای سطح اول حرکت مجاز است. این مسلِم است که در 4 ساحت واجب مستحب مکروه و مباح در گردش است اما مؤمن تنها دو ساحت دارد: واجب و مستحب. زینهار از فرورفتن در مباحات که لذت مناجات می رود.)

- فرار از ریاست طلبی

 زینهار از طلب ریاست.( اگر کسی در مجموعه ای در صورتی که  نفر اول نباشد انگیزه اش کم می شود بداند که ریاست طلب است. این حال را باید درمان کرد ولو به کناره گیری. پذیرفتن ریاست با دو شرط جایز است: یکی آنکه از عهده آن عِلماً و عملاً برآید و دوم آنکه خودش در حین انجام کار ضایع نشود. شیطان را نیز طعم اول بودن زمین زد. در اجنه اول بود و برملائکه پیشی گرفت اما همینکه گفتند بر انسان سجده کن نتوانست اول نباشد و تمردّد کرد. اگر کسی دوست دارد دیگران از او اجازه بگیرند بداند که در او ریاست طلبی وجود دارد.)

- عالم بی عمل

 حتی از مجالست با ریاست طلبان حذر داشته باش، مخصوصا آنکه بدون علم ادعای آن را می کند. (امیر مؤمنان احادیث گرانبهایی در این باب دارند که باید نصب العین قرارشان  داد:

1- «من عمل بغیر علمٍ کان ما یفسده اکثر ممّا یصلح» به زبان عامیانه یعنی آنکه بدون علم کاری بکند خرابکاری هایش از درستکاری اش بیشتر است.

2- «العامل بغیر علم کسائر علی غیر طریق فلا یزیده سرعه اسّیر الا بِعد من طریق واضح» کارگزار بدون علم مثل راه رونده در بیراهه است هر چه سرعتش بیشتر باشد دوری اش از شاهراه بیشتر می شود. اینچنین آدمی خدا را فراموش کرده و خدا او را به فراموشی سپرده است.)

- لذت طعام معنوی یا اطعام معنوی؟

در جلسه گذشته گفتیم که یکی از آزمون ها اینست که ببینیم آیا از اطعام و انفاق بیشتر لذت می بریم یا از خوردن. این در اطعام های مادی بود اما حکایت امر در اطعام های معنوی عکس این است، یعنی باید دید آیا از سخنرانی برای دیگران بیشتر لذت می بریم یا به گرفتن و بکار بستن آن حقایق. یا اینکه از یاد گرفتن معارف الهی بیشتر لذت میبرم یا امور مادی مثل مسافرت و تفریح و حتی درس خواندن و ...؟

- جغرافیای آیه ی محاسبه(آیه 18 سوره ی حشر)

وقتی از زاویه تناسب آیات، به سوره مبارکه حشر می نگریم به اهمیت جایگاه محاسبه بیشتر پی می بریم. متوجه می شویم این سوره به چند بخش اصلی پی در پی تقسیم شده است:

الف) تسبیح خداوند (که یعنی دیدن نقص های خود)

ب) جنگ های پیامبر و یهود، و جهاد مسلمین با آنها

ج)برخورد صمیمی انصار با مهاجرین. در این  بخش باید توجه داشت که گاهی انصار خانه شان که همان یک اتاق بود را با پرده ای تقسیم می کردند. ما اغلب اهل انفاقیم اما باید دست روی حساسیت هایمان بگذارند تا معلوم شود چه کسی اهل حقیقت است و چه کسی اهل مجاز. و باید بدانیم خداوند تا این را معلوم نکند دست از سر مدعی ایمان برنمی دارد.( اوایل سوره مبارکه عنکبوت) روزی فردی آمد پیش بنده و گفت که بسیار مشتاق به اصلاح است و اصلا همه ی دغدغه اش اصلاح است، گفتم راست میگویی؟ گفت آری! گفتم نصف مالت را ببخش! اندکی فکر کرد، گفت خیلی سخت است! نکرد و از آن به بعد هم دیگر جلسه نیامد! البته هرچند وقت یکبار می آید اما نه به جدیت سابق.

د) آیات محاسبه

ه)آیات انتهایی سوره که در جلالت قرآن و برشمردن اسماء الهی وارد شده اند که مستحب است شب ها قبل خواب خوانده شوند.

همانطور که می بینیم این آیات بعد آیات مربوط به رزمندگان فی سبیل الله و انصارِ از خود گذشته آمده و به آنها فرمان تقوا پیشگی و محاسبه می دهد. چرا به این گروه ؟

- کار اجتماعی و غفلت از نیّات پاک اول کار

گاهی اوقات نیت کار از ابتدا خدایی است اما در اثناء مشغولیتِ کار، از آن غفلت می شود. کارهای اجتماعی از آن جهت که بلند مدت تراست وبعضا در معرض دید دیگران است بیشتر از این ناحیه ضربه می خورد. ازجمله این غفلت ها این است که اگر در حوزه فعالیت ما مجموعه ای خوب کار می کند و ما تبلیغش نمی کنیم یعنی شیطان، درون ماست. اگر روح محاسبه در بازه های مشخص نیّات را به میز ارزیابی نکشد همه فعالیت های اجتماعی خوب بر باد می رود . باید سلوک فردی با سلوک اجتماعی متعادل باشند وگرنه به سرنوشت انذار داده شده توسط آخر آیه مبتلا می شویم و از فاسقون خواهیم بود.

الحمد لله ربّ العالمین

***

 جلسه سیر و سلوک قرآنی با موضوع

" بررسی ضرورت و اهمیت محاسبه در فعالیت های اجتماعی"

مورخ 18 مهرماه 1392

پ.ن:

- سامانه اطلاع رسانی اختصاصی وبگاه گفتمان برتر راه اندازی شد؛ برای آگاهی از مطالب جدید این وبگاه عدد 3 را به شماره"50002340400166" ارسال نمائید.

مطالب مرتبط:

- بررسی رابطه ی ایمان و محاسبه

- احساس فقر و بیچارگی نسبت به قیامت، نقطه ی مرکزی تقوا

- زندگی بدون محاسبه، زندگیِ "باختن"

- حقایق و اعمال روز عرفه از کتاب شریف المراقبات

- معرفی جلسات سیر و سلوک قرآنی

- معرفی حجت الاسلام و المسلمین نخاولی