مسجدالمنتظر :: گفتمان برتر

گفتمان برتر

دغدغه نوشت های یک طلبه ی تمدن گرا

گفتمان برتر

دغدغه نوشت های یک طلبه ی تمدن گرا

گفتمان برتر

امروز ما در یک چالش عظیم قرار داریم با مراکز قدرتى که فکر آنها این است که اگر این نظام کارآمدى خود را به‌طور کامل اثبات کند، عرصه براى آنها تنگ خواهد شد؛ کمااین‌که همین الان هم آنهامى‌بینند در مقابل نظام جمهورى اسلامى کم‌کارى کرده‌اند که نظام ما توانسته به پیشرفتهایى که دوستان اشاره کردند، نایل آید.گفتمان عدالت، یک گفتمان اساسى است و همه چیز ماست. منهاى آن،جمهورى اسلامى هیچ حرفى براى گفتن نخواهد داشت؛ باید آن را داشته باشیم.
در دهه‌ی چهارم انقلاب، گفتمان اصلیِ، پیشرفت و عدالت است؛ پیشرفت در همه‌ی ابعاد علمی و اقتصادی و اخلاقی و فرهنگی، و عدالت همه‌جانبه در توزیع فرصتها و امکانات مادی و معنوی.گفتمان یعنى یک مفهوم و یک معرفت همه‌گیر بشود در برهه‌اى از زمان در یک جامعه. آنوقت، این میشودگفتمان جامعه.این گفتمان را باید همه‌گیر کنید؛ به‌گونه‌یى که هر جریانى، هر شخصى، هر حزبى و هر جناحى سر کار بیاید، خودش را ناگزیر ببیند که تسلیم این گفتمان شود؛ یعنى براى عدالت تلاش کند و مجبور شود پرچم عدالت را بر دست بگیرد؛ این را شما باید نگه دارید و حفظ کنید.لازمه‌ی تحقق الگوی اسلامی–ایرانی پیشرفت و رسوخ آن در میان نخبگان، گفتمان‌سازی آن در جامعه است. این گفتمان سازى براى چیست؟ براى این است که اندیشه‌ى دینى، معرفت دینى در مخاطبان، در مردم، رشد پیدا کند. اندیشه‌ى دینى که رشد پیدا کرد، وقتى همراه با احساس مسئولیت باشد و تعهد باشد، عمل به وجود مى‌آورد و همان چیزى میشود که پیغمبران دنبال آن بودند. فرهنگ صحیح، معرفت صحیح...
(آیت الله العظمی امام خامنه ای روحی له الفداء)
***
صفحه اختصاصی سایت گفتمان برتر در نرم افزار تلگرام
https://telegram.me/goftemanbartar
شناسه کاربری صفحه:
@goftemanbartar
شناسه کاربری مدیرسایت:
@gofteman

پیوندهای روزانه

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «مسجدالمنتظر» ثبت شده است

سیر و سلوک قرآنی | جاده توفیق باز است

جمعه, ۲۲ فروردين ۱۳۹۳، ۰۶:۱۹ ق.ظ

وبسایت گفتمان برتر


خلاصه ای ازنکات مطرح شده
توسط حجت الاسلام دکتر نخاولی در جلسه سیر و سلوک قرآنی مورخ 21 فروردین1393

آیات محاسبه

در هر جلسه با آیات شریفی سروکار داریم که اگر در هر هفته یکی از آنها را هم حفظ کنیم، می شود 50 آیه در سال که هم میزان ارزشمندی است و هم انشاء الله در جانمان تاثیر مثبت می گذارد.

در بحث محاسبه آیات محوری، آیات 18 و 19 سوره مبارک حشر است که حفظ و تفکر در آنها بسیار ارزشمند است.

تا کنون با توجه به جایگاه قرار گیری این آیات درسوره حشر، یعنی پس از آیات منافقین و یهود و پس از آیات جهاد و انصار، و از طرفی قرار گرفتن بحث محاسبه در پرانتز دو « اتقو الله»، به اهمیت محاسبه در قرآن پی می بریم که مباحث آن گذشت.

جاده توفیق باز است

خیلی از اوقات تصور می کنییم که راه سلوک توفیقی می خواهد که ما نداریم. اما حقیقت این است که اگر تجربه و حالی معنوی دست داد و پس از آن اندک اندک حرکت کنیم، حرکت تسهیل می شود. عفو و رحمت خداوند دست و پا را باز می کند. اگر آنهایی را که می شنویم ، دغدغه ای در ما بوجود آورند و کم و بیش به آنها عمل کنیم، پس از کمی حرکت، لطف خدا  و اصلاح را حس می کنیم. اندک اندک، فشار غرایز، کم می شود و بالاخر ه از بین می رود. این حالی است که همه ما حداقل برهه ای از آن را بدست آورده ایم ولی عمده نگهداری آن است. اینجاست که کم کم هوی می رود و فقط خطورات می ماند که پس از چندی مقاومت آنها هم می روند و فقط یک حس ضعیف گناه می ماند و در آخر همان حس هم دیگر نیست.

مرحوم کاشف الغطاء می فرمودند: عده مرتب از عدم امکان عصمت برای اهل بیت می پرسند و این در حالیست که مدت شش ماه است که حتی مکروه از خود من سر نزده است!

بله، همه ما می توانیم و هر چه جلوتر برویم، لطف خدا را بیشتر احساس می کنیم. در درون ما یک منبع قابل اتصال به انرژی نامتناهی هست که باید آن را فعال کرد. همه در این استعداد مشترکند و خداوند با کسی قوم و خویشی هم نداردو به همه این نعمت را عطا کرده است. مشکل اینجاست که ما کار نکرده ایم وگرنه هرکه به اتش نزدیک شود لاجرم از آن گرم می شود.

نفس همه ما اقتضاء حرکت به سوی خدا را دارد: فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنیفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتی‏ فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْها:پس [با توجه به بی پایه بودن شرک‏] حق‏گرایانه و بدون انحراف با همه وجودت به سوى این دین [توحیدى‏] روى آور، [پای بند و استوار بر] سرشت خدا که مردم را بر آن سرشته است باش. (روم/30)

در این آیه شریفه مشاهده می فرمایید که نفرمود مؤمنین، و فرمود همه ناس بر این فطرت خداجو سرشته شده اند. در درون همه ما آهن ربایی همچون فطرت است که آهن حقیقت هستی را به خود جذب می کند و ابداً زائل نمی شود: لا تَبْدیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ: براى آفرینش خدا هیچگونه تغییر و تبدیلى نیست این است دین درست و استوار(روم/30)

حتی مشرکین هم در خدا خواهی شان خالصانه اند و از خوف نیست: قرآن می فرماید: فَإِذا رَکِبُوا فِی الْفُلْکِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصینَ لَهُ الدِّینَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ إِذا هُمْ یُشْرِکُون‏: [مشرکان تا در امنیت و آسایشند، بر آیین شرک تعصّب دارند،] پس زمانى که در کشتى سوار می شوند [و در وسط دریا امواج خطرناک آنان را محاصره مى‏کند] خدا را در حالى که ایمان و عبادت را براى او [از هرگونه شرکى‏] خالص مى‏کنند، می خوانند، و چون به سوى خشکى می رهاندشان به ناگاه به آیین شرک روى می آورند(عنکبوت/65)

همین که گرد و غبار کنار برود، فطرت رو می شود. تفاوت مردم در این است که برخی عایدی های خود مثل زیارت ها و ... را حفظ می کنند و برخی دیگر از کف می دهند. کم نبودند کسانی که با یک تلنگر هدایت شده اند.

اما ما بر سر راهمان موانع ایجاد می کنیم که با توبه این موانع رفع می شود. هر وقت می گوییم موفق نیستیم و توفیق نداریم، یعنی موانع گذشته، راه را بسته است. با این حساب توفیق یعنی راه باز است.

زجر انبیاء هم از همین جهت بود. از طرفی ضمیرشان را پاک کرده بودند و می دیدند که راه باز است و از طرفی موانعی که مردم بر سر راه خود می تراشیدند، می دیدند و می گفتند: چه چیز را رها کرده و به چه چسبیده اید؟

واقعا وجود انبیاء به تنهایی خودش معجزه عظیمی است و دلسوز ترین مردم به آنها بودند.

در دعای 16 صحیفه سجادیه می خوانیم که: خدایا مرا با عفوت آزاد کن! اما آزادی از چه چیزی؟ از آنچه کرده ایم. حکایت ما مثال کسی است که دری را قفل کرده و خودش نمی تواند آن را باز کند.

از مرتع شیطان تا ملکوت رحمان

محاسبه یعنی بررسی نفس و ظهورات آن، چه بیرونی از جمله گفتار و کردار، و چه درونی مثل خلقیات و حتی درونی تر یعنی افکار و حتی بیشتر یعنی احساسات.

نکته اصلی اینجاست که ما می توانیم مرتع شیطان شویم. امام سجاد علیه السلام در دعایی می فرمایند: الهی تا وقتی که عمرم در طاعت تو می گذرد، آن را طولانی کن ولی اگر قرار است مرتع شیطان باشدجانم را بگیر!

این باید دعای همه ما باشد و از مواردی است که طلب مرگ، حق است.

از طرفی می شود که ملکوت، چراگاه ما باشد. در مناجات مریدین در مجموعه مناجات خمس عشر که از عالی ترین مضامین مناجات است می فرماید: مرا از آنهایی قرار بده که در باغهای ملکوت برخوردار باشم.

پس محاسبه، بررسی چنین نفسی با این طیف وسیع تغییرات است.

هدف از محاسبه

هدف اول؛ اصلاح رفتار با تمام طیف هایش: مثلا کنترل زبان.

وجود نازنین پیامبر در روایتی می فرمایند: انسان در مراحل آخرت، قدم از قدم برنمی داردتا از چهار چیز از او سؤال شود: اول از آنچه عمر خود را در آن گذرانده است، دوم از آنچه جسد خود را در آن فرسوده است، سوم از چگونگی کسب مال و خرج آن( که مهمتر است) و چهارم از محبت اهل بیت.

گام اول در اصلاح رفتار، انجام واجب و حرام است. ولی این تمام راه نیست و تا سر منزل مقصود راه بسیار است. همه چیز که بهشت و جهنم نیست. مثلا در مقوله کنترل زبان باید فراتر از دروغ نگفتن و غیبت نکردن قدم نهاد.

یکی از عرفا از کنار ساختمانی می گذشت و گفت کِی این را ساخته اند؟ ناگاه به خود آمد و گفت من چرا این حرف را زدم و بخاطر همین جمله نابجا به خود یک سال ریاضت کم آب خوردن داد.

در زمان حضرت عیسی علیه السلام شخصی گفت: چقدر هوا گرم است و در عقاب خود برای این حرف نابجا 40 سال عبادت کرد.

آیا ظلم نیست که عده ای اینطور مراقب باشند و ما هم اینطور بی حساب؟

حواسمان نیست و به یکدیگر بی احترامی می کنیم و در جواب چرایی می گوییم: این، حال و شاکله ماست و کاری هم نمی توان با آن کرد. در حالیکه یکی از اولیای خدا در جواب این سخنان فرمود: این حالِ شیطانی است. آن را عوض کنید.

در محاسبه تازه خود را می شناسیم. آقای قاضی چندین سال برای کنترل زبان در دهانش ریگ گذاشت. آیا می توانیم این درد را حتی یک ساعت تحمل کنیم؟ اینها هستند که به حقیقت رسیدند.

هدف دوم؛ تسلط و کنترل خلقیات(فضائل و رذائل)

حسد، بی ارادگی و ... همگی چاره دارد ولی اگر نخواهیم هیچ اتفاقی نمی افتد:

آن سخن های چو مار و کژدُمت

مار و کژدم گردد و گیرد دُمت

چیزی از بیرون به عنوان عذاب بر ما وارد نمی شود بلکه خود خلقیات ما بر گردن ما طوق می شود: ْ سَیُطَوَّقُونَ ما بَخِلُوا بِهِ یَوْمَ الْقِیامَة: بزودی همان بخل بر گردنشان در قیامت، طوق می شود.

خود جهنمی، جهنم می شود و خدا کسی را جهنمی نمی کند. زیرا ثواب و عقاب آنجا اعتباری نیست و خود عمل و ملکه ظهور می کند. با محاسبه مداوم و دقیق تر، در نفسمان چیز های جدید تری می بینیم.

هدف سوم؛ کنترل حالات و افکار( خطورات): مثلا در نماز.

برای همه مرض های درونی طبیب هست و درمان دارد. فقط باید به طور جدی به دنبالش برویم.

گاهی بذری پاشیده می شود اما روی آسفالت است و ثمری نمی دهد و پرنده ها می خورندش. این حکایت کسی است که عادتاً چیز هایی می شنود و شیطان مثل پرنده آنها را می قاپد. گاهی هم رو غبار روی سنگ ها بذر حکمت و معرفت پاشیده می شود که باد آن را می برد. این حکایت کسی است که می شند اما قصد عمل کردن ندارد. مرحوم قاضی 100 شاگرد داشتند که به جایی نرسیدند، چون فقط برای شنیدن می آمدند. بالاتر از همه چه اندازه افراد پای منبر رسول الله بودند که اثری در آنها نداشت؟

گاهی هم زمین مناسب هست اما علف های هرز مانع رشد می شوند. اینها همان شهواتند که در وقت عمل سر می رسند و مانع می شوند.

این همه تلاش برای رسیدن به حقیقت

حقیقت چیزی است که اگر سر سوزنی آن را درک کنیم، همه چیز برایمان در مقابلش بی رنگ می شود.

یادی از شهید مطهری

در مصاحبه ای که از علامه طباطبایی درباره شهید مطهری به جا مانده است، آمده: شاید گفتن این تعبیر درست نباشد، وقتی ایشان به کلاس درس می آمد، حالت رقص به من دست می داد. چون می دیدم که هر چه می گویم، هدر نمی رود.

ببینید! علامه طباطبایی که می داند وظیفه عالم، رساندن حقیقت به گوش مردم است ولو کسی گوش ندهد، وقتی می بیند بذر حقیقت به ثمر می نشیند، چقدر خوشحال است. چون او قدر حقیقت را می داند. و نفهمیدن مخاطب، عجب زجر عظیمی است. خدا رحمت کند شهید مطهری را. ایشان در قبل انقلاب یک تنه در مقابل همه شبهات از حریم اسلام، پاسبانی کرد. قبل شهادتشان، در خواب می بینند که رسول خدا لب های ایشان را بوسید. چون لب را بوسیدن به غیر همسر و فرزند، حرام است، رسول خد ابا این کار فهمانده بودند که تو فرزند مایی. در یادنامه شهید مطهری، علامه طهرانی نوشتند که اگر همه این آثار ایشان فقط منجر شود که فردی در کوره راهی هدایت شود، باز هم هدر نرفته است. ببینید ارزش حقیقت تا چه اندازه است.

ما الحقیقه؟

کمیل شبی از حضرت امیر وقتی خصوصی گرفت و پرسید که حقیقت چیست؟ ایشان فرمودند تو را چه به حقیقت؟ او با دلی شکسته پرسید: آیا من ازاصحاب سرّ تو نیستم؟ سؤال اینجاست ایشان که در نهایت جواب او را دادند چرا از اول چنین برخورد کردند؟ رازش این بود که می خواستند او را بشکنند تا قابلیت در یافت حقیقت را داشته باشد. حالا با حالتی فقیرانه می پرسد: آیا من از اصحاب سرّ شما نیستم؟ حضرت در ابتدا جواب ندادند و او دوباره شکسته تر گفت: آیا مثل تویی فقیری را نا امید می کند؟ و اینجاست که حضرت لب می گشایند و توضیح می دهند و او باز می گوید بیشتر! دو باره می فرمایند و او طلب بیشتر می کند تا در نهایت حضرت چراغ را خاموش می کنند و می فرمایند که صبح دمید. گویی با این کار به جای سخن گفتن به صبح اشاره می کنند و حقیقت را به او القاء می نمایند.

بله در این عالم خبر هایی ست و همه می توانیم از آنها باخبر شویم.

در ماجرایی دیگر ابوبصیر که نابینا بود و از اصحاب خاص امام ششم بود از حضرت پرسید: آیا مردم در روز قیامت خدا را می بینند؟ امام فرمودند که قبل قیامت هم می بینند و در او تصرّف می کنند و می فرمایند: الآن نمی بینی؟ می گوید: آری، آیا اجازه دارم به کسی بگویم؟ که می فرمایند: نه!

حضرت امیر می فرمایند: من پاسبان حریم دلم هستم تا غیر خدا وارد آن نشود. این یعنی خویشتن داری در حد اعلای آن.

هدف چهارم؛ خروج از انفعال

از خیلی ها که می پرسی چرا فلان کار را کردی می گویند چون شرایط چنین و چنان بود. این حرف یعنی من منفعلم و دیگران باید خوب باشند تا من هم خوب باشم. محاسبه آدمی را از انفعال بیرون می آورد. نباید فراموش کنیم که انبیا در بدترین محیط ها بودند. تصور کنید که تا سال 8 هجری مرد و زن بصورت عریان دور خانه خدا که مملو از بت بود طواف می کردند که با فتح مکه این شرایط عوض شد.

هدف نهایی محاسبه: هدایت و وصول به حقیقت

هر ه بخواهد به حقیقت برسد باید کار کند. ما هیچکدام از همسایه حضرت امیر کم نداریم. مشکل دوری های فیزیکی دنیا، بی خبری است که این در امامان ما راه ندارد. از طرفی از بخل در هدایت هم منزّهند. پس ما بسیار سرمان شلوغ است و وقت نداریم به سراغ امام زمان برویم. گویا ما از ایشان گرفتار تریم. همه چیز مهیاست و فقط منتظر ما هستند. خدا انشاء الله بصیرت بدهد.

 والحمد لله ربّ العالمین

حاشیه اسلیمی

سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین نخاولی

در جلسه ی سیر و سلوک قرآنی مورخ 21 اسفند 1392

دریافت فایل صوتی با حجم 13 مگابایت


در این زمینه بخوانید:

- سیر و سلوک قرآنی | در قیامت از چه می پرسند؟

- سیر و سلوک قرآنی | قیامت؛ تجلی خدا با اسم "الباطن"

- سیر و سلوک قرآنی | محاسبه؛ عزم برای بیدار ماندن

وبسایت گفتمان برتر



حرکت به سمت خدا صرفا با انجام وظایف و تکالیف ممکن خواهد بود

جلسه ی این هفته ی سیر و سلوک قرآنی، در ادامه ی مبحث محاسبه و با توزیع برگه ای با عنوان خود ارزیابی در بین حضار آغاز گردید.

اهم مباحث این جلسه عبارتند از:

  • اهمیت و روش خودارزیابی
  • توجهات ماه رمضان


جلسه سیر و سلوک قرآنی با موضوع

" حرکت به سمت خدا صرفا با انجام وظایف و تکالیف ممکن خواهد بود "

جلسه مورخ 6 تیر 1392

دریافت فایل صوتی با حجم 10 مگابایت


معرفی حجت الاسلام و المسلمین دکتر نخاولی

چهارشنبه, ۲۹ خرداد ۱۳۹۲، ۰۵:۴۶ ق.ظ

   وبسایت گفتمان برتر


   فَسْئَلُوا اهْلَ الذِّکْرِ...
    1    

    یکی از کلیدی ترین و مهم ترین ملزومات سلوک درمسیر کسب علم و معرفت، طبق تعالیم بزرگان این طریق، وجود  استاد برای هدایت و راهنمایی و دستگیری است. در منقولات و مکتوبات کُمّلین از اولیاء خدا تأکیدات فراوانی بر وجوب وجود استاد و لزوم تربیت تحت نظر ایشان شده است، مرحوم آیت الحق و العرفان حاج سید علی آقای قاضی افاض الله من برکات تربته به فرزندشان سید مهدی توصیه نموده بود که : « کسی که می خواهد در راه حق طیّ طریق کند، اگر نیمی از عمرش را برای یافتن استاد سپری کند، ارزش دارد و کسی که به استاد رسید، نصف راه را طی کرده است؛ البته استادِ بصیری که از هوای نفسانی بیرون آمده و به معرفت الهی رسیده باشد.»

مرحوم علامه آیت الله حسینی طهرانی در شرح کتاب شریف "رساله ی سیر و سلوک منسوب به بحرالعلوم" در پاورقی شماره 97، صفحه ی 123 می­فرمایند :« لزوم‌ رجوع‌ جاهل‌ به‌ عالم‌ در تمام‌ موارد نیازمندیها در سه‌ مرحلۀ از احکام‌ « فطری‌ عقلی‌ و شرعی‌» ثابت‌ و مقرّر است‌. عقلای‌ عالم‌ بر آن‌ اتفاق‌ دارند و آیۀ مبارکۀ قرآن‌ کریم‌: فَأسْئَلُوا أهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنتُم‌ لَا تَعْلمونَ (سورۀ نحل‌ آیۀ 43 و سورۀ انبیاء آیۀ 7) بر آن‌ دلالت‌ دارد و صریح‌تر از این‌ در مورد تربیت‌ و هدایت‌ در صراط‌ مستقیم‌ قول‌ حضرت‌ ابراهیم‌ علیه‌ السّلام‌ به‌ آزر است‌: یَا أَبَتِ قَدْ جَاءَنی‌ مِنَ الْعِلْمِ مَا لَمْ یَأْتِکَ فَاتَّبِعْنِی‌ أهْدِکَ صِراطًا سَوِیًّا (سورۀ 19 مریم‌ آیۀ 43) چون‌ صریحاً می‌فرماید: ای‌ پدر چون‌ علمی‌ برای‌ من‌ حاصل‌ شده‌ است‌ که‌ به‌ تو نرسیده‌ است‌ پس‌ باید از من‌ پیروی‌ کنی‌ تا تو را بر راه‌ هموار رهبری‌ کنم‌.»

     2 

    یکی از شخصیت هایی که در سال های اخیر بواسطه ی تسلط بی نظیرش بر قرآن و همچنین برداشت های ناب و عمیق عرفانی و سلوکی از آیات و روایات و نیز نظریات اجتهادی در تفسیر قرآن کریم، در حوزه ی علمیه ی مشهد و همچنین جامعه ی دانشگاهی و مجامع فرهنگی اجتماعی مورد توجه بسیاری از نخبگان و فضلا و اساتید قرار گرفته است، روحانی جوان، مؤدب، گشاده رو و فوق العاده آرام و متواضعی است که عمده ی فعالیت های خود را در سال­های اخیر متمرکز بر امر تحقیق و پژوهش و همچنین تربیت و راهنمایی نفوس کرده است.

دانشمند فرزانه جناب حجت الاسلام و المسلمین دکتر مهدی نخاولی، مدیر مؤسسه راه حق، مفسر، محقق و پژوهشگر علوم قرآنی است که علیرغم دارا بودن سن کم، نظریات اجتهادی و نوع نگاه خاص به مفاهیم قرآنی، ایشان را در بین مدعیان این فن برجسته کرده است.

حجت الاسلام و المسلمین نخاولی

«حجت الاسلام و المسلمین دکتر مهدی نخاولی»

ولایت پذیری واقعی و فهم سیاسی عمیق و حضور بموقع و ایفای نقش مؤثر در عرصه های مختلف سیاسی اجتماعی بخصوص بزنگاه هایی نظیر فتنه ی 88 ، اهانت به قرآن کریم و ... وی را تبدیل به مرجعی مورد اعتماد برای طلاب و دانشجویان مشهدی کرده است.

طلاب و دانشجویان حزب اللهی مشهد از درس اخلاق 5 شنبه شب های ایشان و همچنین سمینارها و همایشها و جلسات مختلف سطح شهر که با موضوعات متنوعی از جمله سیر و سلوک قرآنی، طب قرآنی، ازدواج و خانواده قرآنی و ... برگزار میشود، بهره مند میشوند.

در ادامه بخشی از زندگینامه ی این دانشمند انقلابی که توسط سایت رسمی مؤسسه راه حق منتشر شده است را باهم مرور میکنیم:

 

 مختصری بر زندگی حجت الاسلام والمسلمین آقای دکتر مهدی نخاولی

ایشان در تاریخ دهم شهریور سال 1353 هجری شمسی مصادف با 14 شعبان المعظم در شهر مشهد و در خانواده ای مذهبی دیده به جهان گشودند. تحصیلات خود را در مقاطع تحصیلی ابتدایی و راهنمایی به انجام رسانیدند و با توجه به عشق و علاقه ی وافر به فراگیری قرآن و معارف الهی و علوم اسلامی به طور جدی و از شروع دوره تحصیلی راهنمایی با شرکت در جلسات مختلف قرآن به فراگیری علوم تجوید، قرائت و حفظ قرآن پرداختند و همزمان جلسه ای را با دیگر هم دوره ای های خود تاسیس کردند، در سال سوم راهنمایی، والدین خود را از دست دادند و نزد دو برادر خود به زندگی ادامه دادند. با شروع مقطع متوسطه و ادامه تحصیل در رشته ریاضی از محضر اساتید مختلف خصوص علوم قرآن و معارف بهره جستند و خود نیز به مطالعات مستمر در این مسیر ادامه دادند. در سال 1372 در رشته پزشکی در دانشگاه علوم پزشکی مازندران و در شهر ساری مشغول به تحصیلات عالیه شدند. مدتی بود که برای فراگیری علوم معرفتی و رسیدن به کمالات عالیه توحیدی به دنبال استاد بودند تا اینکه بالاخره در ماه مبارک رمضان سال 1374 در شهر ساری، لطف الهی شامل حالشان گشت و  با مرحوم استاد ایه الله مهدوی رحمة الله علیه آشنا شدند و چون ایشان در آن زمان به جهت مسافرت از قم به ساری آمده بودند، تمام ماه مبارک را در خدمت ایشان بودند و همین اتفاق تبدیل به نقطه ی عطفی در زندگی ایشان گردید.

پس از عزیمت مرحوم ایه الله مهدوی رحمة الله علیه به قم، هرگاه که فراغتی از تحصیلات علوم طب حاصل می شد فرصت را مغتنم شمرده و به قم مسافرت می کردند (حتی برای 1 یا 2 روز)

مدتی در محضر استاد تلمذ نموده و با اخلاق و عرفان عملی به معنی واقعی کلمه آشنا شدند و همزمان با ادامه تحصیل در رشته ی پزشکی، از علوم حوزوی بهره جستند و از درس معارف اساتید قم من جمله حضرت آیت الله ممدوحی حفظه الله به حد امکان بهره مند شدند. (و بیش تر از محضر اساتیدی که عرفان و معارف اسلامی را تدریس می کردند)

در سال 81 در رشته پزشکی از شهر ساری فارغ التحصیل و در سال 82 مشغول خدمت سربازی شدند و در درمانگاه پادگان 04 بیرجند به طبابت مشغول شدند و همزمان بعد ازظهرها دردو مدرسه علمیه بیرجند (مدارس معصومیه و رضویه) به تدریس منطق و فلسفه و فقه و اصول فقه و نیز نهج البلاغه پرداختند.

پس از اتمام خدمت سربازی و عزیمت به مشهد، رسماً به عنوان طلبه ی علوم دینی وارد حوزه شده و همزمان با تدریس، از درس خارج اساتیدی چون حضرات آیات اشرفی شاهرودی و مرتضوی حفظهما الله بهره مند شدند.

ایشان علاوه بر مطالعات تخصصی مستمر در حوزه ی علوم اسلامی و موضوعات علوم قرآنی، فلسفه وکلام، عرفان نظری و عرفان عملی، طب سنتی، فرق و ادیان و ... و عضویت در هیئت علمی موسسه مطالعات راهبردی علوم و معارف اسلام، به تدریس در دانشگاه رضوی و حوزه علمیه مشهد مشغول بوده و همچنین برگزاری دوره های مختلف کارگاهی برای اساتید و اعضای هیئت علمی دانشگاه ها، مسئولین ارشد قوای مجریه و مقننه و همچنین مسئولین دستگاه های امنیتی را در کارنامه ی علمی خود به ثبت رسانده اند.

     3

مقدمه ی نسبتا طولانی بالا، شرح مختصری بود از زندگی شخصیتی عظیم و استادی دلسوز و مهربان، کسی که نقش بسیار مؤثری در تحول نفوس و پیدا کردن مسیر حق و حرکت در طریق الی الله جمع کثیری از طلاب و دانشجویان مشهدی ایفا کرده است، نگارنده توفیق آشنایی و شاگردی ایشان را از حدود سال 86 دارد، اگرچه متأسفانه خود، به سبب غفلت های مداوم و غلبه ی نفس بهره ی چندانی نبرده ام، اما به کرّات شاهد تحولات عظیم انفسی و باز شدن گره های ذهنی و قلبی بسیاری از دوستان و آشنایان و اطرافیان بوده است. بارها و بارها در خلال مباحث عرفانی مطروحه توسط حضرت استاد در جلسات شب های جمعه مشاهده نموده ایم که مستمعین به جهت تأثر شدید، بدون توجه به اطراف با صدای بلند گریه میکردند! چیزی که نظیر آنرا فقط در لابلای خاطرات تلامذه بزرگان اهل سلوک و عرفان دیده ایم و در جلسات رایج این روزها کمتر دیده ایم که مستمعین از سر معرفت (و نه تحریک عواطف) متأثر شده و اشک بریزند. مکرر پاسخ مشکلات خویش را در راهنمایی های دقیق ایشان یافته ایم، بسیار پیش آمده که فردی را برای حل مشکلش به محضر استاد ارجاع داده ایم و پس از گرفتن پاسخ ارتباط خود را حفظ کرده و اکنون به نیرویی فعال در مجموعه تبدیل شده است.

صحبت، پیرامون استاد عزیزمان فراوان است که اگر شائبه ی عدم رضایت ایشان نبود بی درنگ بیان میشد.

از مهم ترین برنامه هایی که إن شاءالله در این وبلاگ پیگیری خواهد شد، بازنشر بیانات و اطلاع رسانی جلسات این استاد فرزانه و اندیشمند جوان است، امید است که اعزه ی گرامی با پیگیری مباحث کلید حل مشکلات خود و همچنین سرنخ گمشده های خود در این عالم را بیابند، إن شاءالله.

لازم به ذکر است برنامه ی ثابت سخنرانی استاد ارجمندمان بدین ترتیب است:

سخنرانی با موضوع سیر و سلوک قرآنی، روزهای 5 شنبه بعد از اذان مغرب، مسجد المنتظر واقع در خیابان شهید صادقی (بلوار سازمان آب) روبروی روزنامه خراسان

هم اکنون سیر بحث پیرامون منزل سوم سیر و سلوک یعنی منزل محاسبه است که تاکنون 2 جلسه پیرامون آن گفتگو شده است. صوت  جلسات پیشین به زودی بر روی وبلاگ قرار خواهد گرفت.


برای کسب اطلاعات بیشتر پیرامون جلسات و برنامه های حضرت استاد میتوانید با شماره ی 09157029356 تماس بگیرید.