سی روز سی گفتار :: گفتمان برتر

گفتمان برتر

دغدغه نوشت های یک طلبه ی تمدن گرا

گفتمان برتر

دغدغه نوشت های یک طلبه ی تمدن گرا

گفتمان برتر

امروز ما در یک چالش عظیم قرار داریم با مراکز قدرتى که فکر آنها این است که اگر این نظام کارآمدى خود را به‌طور کامل اثبات کند، عرصه براى آنها تنگ خواهد شد؛ کمااین‌که همین الان هم آنهامى‌بینند در مقابل نظام جمهورى اسلامى کم‌کارى کرده‌اند که نظام ما توانسته به پیشرفتهایى که دوستان اشاره کردند، نایل آید.گفتمان عدالت، یک گفتمان اساسى است و همه چیز ماست. منهاى آن،جمهورى اسلامى هیچ حرفى براى گفتن نخواهد داشت؛ باید آن را داشته باشیم.
در دهه‌ی چهارم انقلاب، گفتمان اصلیِ، پیشرفت و عدالت است؛ پیشرفت در همه‌ی ابعاد علمی و اقتصادی و اخلاقی و فرهنگی، و عدالت همه‌جانبه در توزیع فرصتها و امکانات مادی و معنوی.گفتمان یعنى یک مفهوم و یک معرفت همه‌گیر بشود در برهه‌اى از زمان در یک جامعه. آنوقت، این میشودگفتمان جامعه.این گفتمان را باید همه‌گیر کنید؛ به‌گونه‌یى که هر جریانى، هر شخصى، هر حزبى و هر جناحى سر کار بیاید، خودش را ناگزیر ببیند که تسلیم این گفتمان شود؛ یعنى براى عدالت تلاش کند و مجبور شود پرچم عدالت را بر دست بگیرد؛ این را شما باید نگه دارید و حفظ کنید.لازمه‌ی تحقق الگوی اسلامی–ایرانی پیشرفت و رسوخ آن در میان نخبگان، گفتمان‌سازی آن در جامعه است. این گفتمان سازى براى چیست؟ براى این است که اندیشه‌ى دینى، معرفت دینى در مخاطبان، در مردم، رشد پیدا کند. اندیشه‌ى دینى که رشد پیدا کرد، وقتى همراه با احساس مسئولیت باشد و تعهد باشد، عمل به وجود مى‌آورد و همان چیزى میشود که پیغمبران دنبال آن بودند. فرهنگ صحیح، معرفت صحیح...
(آیت الله العظمی امام خامنه ای روحی له الفداء)
***
صفحه اختصاصی سایت گفتمان برتر در نرم افزار تلگرام
https://telegram.me/goftemanbartar
شناسه کاربری صفحه:
@goftemanbartar
شناسه کاربری مدیرسایت:
@gofteman

پیوندهای روزانه

۱۸ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «سی روز سی گفتار» ثبت شده است

سی روز، سی گفتار | سی‌ام (آخر): روح بندگی

پنجشنبه, ۱۷ مرداد ۱۳۹۲، ۱۲:۳۴ ق.ظ

وب سایت گفتمان برتر


روز سی‌ام (آخر): روح بندگی

                                     

جسم انسان بدون ورزش، ضعیف و لاغر و بى‌قدرت خواهد بود. هرکسى باشید، هرچه بنیه قوى و نیرومند داشته باشید، اگر ورزش نکردید و خوردید و خوابیدید، بدن ضعیف مى‌ماند؛ شکى در این نیست. همچنانى که اگر ورزش نکنید، بدن شما آن رشد لازم را نمى‌کند، زیبایی‌هایى هم دارد که ورزش آن‌ها را آشکار خواهد کرد؛ بدون ورزش نمى‌شود. روح شما هم عیناً همین‌طور است. بدون ورزش، بدون تمرین و ریاضت، ممکن نیست شما قوى بشوید. اى بسا انسان‌هایى هستند با جسم‌هاى نیرومند و زیبا، ولى با روح‌هایى لاغر، زشت، ناتوان و ضعیف؛ این به درد نمى‌خورد. تمام عبادات براى این است که ما ورزش کنیم، تربیت بشویم و پیش برویم.

متن کامل در ادامه مطلب

سی روز، سی گفتار | بیست و نهم: وداع...

چهارشنبه, ۱۶ مرداد ۱۳۹۲، ۱۲:۲۹ ق.ظ

وب سایت گفتمان برتر


روز بیست و نهم: وداع...

                                        

«السّلام علیک یا شهر اللَّه الأکبر»؛ بدرود اى بزرگترین ماه خدا و اى جشن اولیاء خدا. «السّلام علیک یا أکرم مصحوب من الأوقات»؛ بدرود اى شریف‌ترین و عزیزترین مصاحب از وقت‌ها و زمان‌ها و اى بهترین ماه از لحاظ روزها و ساعت‌ها. «السّلام علیک من شهر قربت فیه الآمال»؛ بدرود اى ماهى که آرزوها در آن به ما نزدیک شد؛ یعنى ما با تلاش خودمان، تلاش مضاعفان، به آمال و آرزوهاى حقیقى و انسانى خودمان نزدیک شدیم.

به همین ترتیب با این جملات و کلمات، امام سجاد این ماه مبارک را بدرود مى‌گوید و از لیلةالقدر و از دعا و از قرآن و از مغفرت در این ماه به گرمى و مشتاقانه حرف مى‌زند و بعد از خداى متعال درخواست مى‌کند که: خدایا آنچه را که در این ماه به ما رسیده، براى ما نگه دار؛ و آنچه را که ما از این ماه به‌دست نیاوردیم، این محرومیت ما را به‌عنوان یک نقص، به‌عنوان یک ضعف، مورد ترحم خودت قرار بده و براى ما جبران کن. و بعد امام سجاد آرزو مى‌کند که یک‌بار دیگر این ماه برگردد.

متن کامل در ادامه مطلب

سی روز، سی گفتار | بیست و هشتم: نسخه عشق

سه شنبه, ۱۵ مرداد ۱۳۹۲، ۱۲:۲۵ ق.ظ

وب سایت گفتمان برتر


روز بیست و هشتم: نسخه عشق

                                    

قال اللَّه الحکیم. «قل ما یعبوا بکم ربّى لولا دعاؤکم».
در بینش اسلامى بشر به تذکر و توجه دائمى احتیاج دارد؛ چون بنا بر این بینش بشر یک مسافر و تلاشگر است که اگر از این حرکت و تلاشى که برعهده اوست غافل بماند و درنگ بکند، از رسیدن به منزل مقصود باز خواهد ماند و اگر دائماً تلاش بکند و خوب تلاش بکند، در پایان وقت که پایان عمر اوست، به مقصود دست خواهد یافت و آن مقصود عبارت است از کمال و تعالى روحى که اثرش را در زندگى بعد از مرگ خواهد داد؛ همه‌چیز مقدمه این است و زندگى پس از مرگ در بینش اسلامى زندگى حقیقى است. ما البته امروز نمى‌توانیم آن زندگى و آن دوران را در ذهن خودمان تصور کنیم، ولى جهان‌بینى اسلامى به ما این‌طور مى‌آموزد که ما در این دوره که اسمش زندگى دنیاست، در یک زندگى نیم‌بند قرار داریم؛ «و إنّ الدّار الآخرة لهى الحیوان»؛ زندگى آن‌جاست؛ وقتى رفتیم، خواهیم دید. در آن زندگى سعادت، خوشى و خوشبختى بسته به تلاشى است که ما این‌جا خواهیم کرد. پس اگر از این تلاش غفلت کردیم، فراموش کردیم و تنبلى کردیم، ناگهان چشم باز مى‌کنیم و خودمان را در آن نشئه مى‌بینیم؛ در حالى که دستمان خالى است.

متن کامل در ادامه مطلب

سی روز، سی گفتار | بیست و هفتم: ایمان

دوشنبه, ۱۴ مرداد ۱۳۹۲، ۱۲:۱۸ ق.ظ

وب سایت گفتمان برتر


روز بیست و هفتم: ایمان

                              

«سبیل أبلج المنهاج أنور السّراج»؛ ایمان راهى است که مسیر آن کاملاً روشن است. ایمان، فروزنده‌ترین چراغ است. مراد از ایمان در این عبارت امیرالمؤمنین علیه‌الصّلاةوالسّلام، ایمان دینى است؛ یعنى ایمان به خدا و روز جزا و پیغمبر؛ و همین ایمانى که ادیان مردم را به آن فرا مى‌خوانند. البته اهمیت مطلق ایمان معلوم است؛ چون ایمان پایه عمل و حرکت انسان است. تا انسان به چیزى دلسپرده و گرویده نباشد، در راه آن حرکت نمى‌کند. ایمان با علم فرق دارد. انسان گاهى به حقیقتى عالم است اما گرویده به آن نیست. یعنى در ایمان، فقط دانا بودن و عالم به صدق بودن کافى نیست؛ چیزى اضافه بر این علم لازم است. البته ایمان بدون علم هم ممکن نیست -ایمان با شک و تردید معنا ندارد- اما علم به تنهایى هم براى ایمان کافى نیست؛ کما این‌که مى‌بینید قرآن درباره موسى و قضایاى فرعون مى‌فرماید: «و جحدوا بها و استیقنتها أنفسهم ظلماً و علوّاً»؛ یعنى وقتى موسى دعوت خودش را مطرح کرد، ملأ فرعونى فهمیدند او راست مى‌گوید و حقیقت است اما بعد از آن‌که موسى این معجزه عجیب را نشان داد و بعد از آن‌که ساحران و جادوگران -که تصور مى‌شد کار موسى هم از قبیل کار آن‌هاست- خودشان اعتراف کردند این از نوع کار آن‌ها نیست و با وجود تهدید فرعون سجده کردند و به موسى ایمان آوردند و مرگ را پذیرا شدند، براى آن‌ها روشن شد که موسى حقیقت مى‌گوید؛ اما در عین حال این حقیقت را انکار کردند؛ «جحدوا بها و استیقنتها أنفسهم». یقین داشتند که موسى راست مى‌گوید اما در عین حال انکار کردند. چرا؟ زیرا «ظلماً و علّواً»؛ به‌خاطر این‌که استکبار و هواهاى نفسانى‌شان و ظلمى که مى‌خواستند بکنند، نمى‌گذاشت تسلیم شوند.

متن کامل در ادامه مطلب

سی روز، سی گفتار | بیست و ششم: مثل بهار

يكشنبه, ۱۳ مرداد ۱۳۹۲، ۱۱:۳۶ ق.ظ

وب سایت گفتمان برتر


روز بیست و ششم: مثل بهار

                                        

مثل بهار...
بدون کمک خدا، هیچ عزت و هیچ سعادتى نصیب هیچ فرد و ملتى نخواهد شد؛ و کمک الهى هم یک زمینه‌ها و یک موجباتى دارد؛ کما این‌که در دعا عرض مى‌کنیم: «أللّهم إنّى أسئلک موجبات رحمتک»... باید حرکت کنیم و این حرکت را با نیت الهى و با نیت قربت همراه کنیم و بدانیم که در آن صورت، دستگیرى خدا و تفضلات الهى حتمى است. حالا ماه رمضان، فرصت مناسبى است؛ چون «لعلّکم تتّقون»؛ اصلاً خداى متعال روزه را با این هدف مقرر فرموده است؛ لااقل یکى از اهداف واجب شدن روزه در این ماه -که شاخصه مهم این ماه است- همین تحصیل تقواست. در این دعاى روزانه، بعد از نمازها مى‌خوانیم: «و هذا شهر عظّمته و کرّمته و شرّفته و فضّلته على الشّهور»؛ خداى متعال این ماه را بر ماه‌هاى دیگر، فضیلت داده است. یکى از چیزهایى که این ماه را فضیلت داده، همین «روزه» است؛ یکى از چیزها «نزول قرآن» است؛ یکى از چیزها «شب قدر» است؛ که این‌ها در همین دعا به عنوان شاخصه‌هاى این ماه ذکر شده است. این ظرف مساعدى براى رشد و نموّ ماست؛ مثل بهار می‌ماند؛ همچنانى که هر کدام از فصول سال، براى تحرکات عالم طبیعت، یک اقتضاى طبیعى دارند، همین‌طور فصولى از سال، مقطع‌هایى از روزها و شب‌ها و هفته‌ها و ماه‌ها، یک اقتضائاتى براى رشد و نموّ و تحرک معنوى و باطنى انسان‌ها و تعالى آن‌ها دارند. شب جمعه یک خصوصیتى دارد؛ روز جمعه یک خصوصیتى دارد. از این ساعات، تعجب هم نباید کرد؛ همچنانى که در طبیعت مادى یک خصوصیتى دارند، در این طبیعت معنوى، در روح انسان، در تعالى انسان، در قبول اعمال و در تأثیر اعمال عبادى هم یک خصوصیاتى دارند؛ همان‌طور که عرض کردیم مثل روز جمعه، شب نیمه شعبان و اوقاتى که به‌خصوص از طرف شرع مقدس معین شده است؛ «ایاماً معدودات» که درباره ماه رمضان است یا ایام ذى‌حجه و از این قبیل. انتخاب این روزها تصادفى نیست؛ که حالا ماه رمضان از لحاظ طبیعت و تأثیر با ماه رجب یا ماه ذى‌قعده یکسان باشد؛ نه، یک خصوصیتى دارد؛ مثل همان خصوصیت فصول که عرض کردیم. از این استفاده کنید.

متن کامل در ادامه مطلب

سی روز، سی گفتار | بیست و پنجم: بینش و بایدها

شنبه, ۱۲ مرداد ۱۳۹۲، ۰۳:۱۲ ق.ظ

وب سایت گفتمان برتر


روز بیست و پنجم: بینش و بایدها

                                   

به‌طور کلى وظایفى برعهده ماست؛ هم ما به عنوان دولت و حکومت، هم ما به عنوان یک فرد مسلمان. اما این وظایف یک مبناى فکرى دارد. خصوصیت تفکر اسلامى و مکتب اسلامى و دینى این است. اگر از این بحث مى‌کنیم که باید آزادى باشد یا انتخاب و اختیار در جامعه براى مردم وجود داشته باشد یا هر یک از سیاست‌هاى عمومى و کلى را مورد بحث قرار مى‌دهیم، براى هر کدام از این‌ها مبنایى وجود دارد. اگر از ما بپرسند چرا مردم باید حق رأى داشته باشند، یک استدلال فکرى و منطقى پشت سرش وجود دارد؛ معلوم است چرا. همه آنچه که در زمینه برنامه‌ریزی‌ها، خطوط اصلى برنامه‌ها را تشکیل مى‌دهد، یک سر این برنامه‌هاى اصلى وصل است به آبشخور اندیشه اسلامى، جهان‌بینى اسلامى، تلقّى و برداشت اسلامى؛ که این ایمان ماست، اعتقاد ماست، دین ماست؛ بر اساس آن برداشت و آن تلقى است که وظایف خودمان را مشخص مى‌کنیم و مى‌خواهیم به آن‌ها عمل کنیم. آن مبناى فکرى چیست؟ به‌طور کوتاه و خلاصه از این‌جا باید شروع کنیم و ببینیم که آن خطوط اصلىِ تلقى و بینش اسلام از کائنات، از عالم و از انسان چیست. البته این مخصوص اسلام هم نیست. همه ادیان -اگر تحریف نشده باشند- در مبناى صحیح و ریشه اصلىِ خودشان همین بینش را دارند. اسلامِ سالم و دست نخورده و متکى به منابع متقن، در اختیار ماست. بقیه ادیان ممکن است این خصوصیات را نداشته باشند.

متن کامل در ادامه مطلب

سی روز، سی گفتار | بیست و چهارم: یادِ معاد

شنبه, ۱۲ مرداد ۱۳۹۲، ۰۳:۰۸ ق.ظ

وب سایت گفتمان برتر


روز بیست و چهارم: یادِ معاد

                                     

قال اللَّه الحکیم فى کتابه: «یا أیها الّذین آمنوا اطیعوا اللَّه و اطیعوا الرّسول و لا تبطلوا أعمالکم».

حدیث صحیح معتبر از پیغمبر اکرم صلّى‌اللَّه‌علیه‌وآله‌وسلّم این است: «الصّوم جنّة من النّار»؛ روزه، سپر آتش است. از طرق اهل سنت هم همین مضمون با الفاظ مختلف نقل شده است؛ از جمله این لفظ: «الصّیام جنّة العبد المؤمن یوم القیامة کما یقى أحدکم سلاحه فى الدّنیا»؛ همچنان‌که شما در دنیا با سلاح و وسیله دفاعىِ خودتان از خود دفاع مى‌کنید، در آخرت هم به‌وسیله روزه از خودتان در مقابل تعرض آتش دوزخ دفاع مى‌کنید.

متن کامل در ادامه مطلب

سی روز، سی گفتار | بیست و سوم: وصایای امیرمؤمنان

پنجشنبه, ۱۰ مرداد ۱۳۹۲، ۰۲:۰۸ ق.ظ

وب سایت گفتمان برتر


روز بیست و سوم: وصایای امیرمؤمنان

                              


جمله‌اى را از امیرالمؤمنین علیه‌الصّلاةوالسّلام مطرح مى‌کنم که به وصیت آن بزرگوار به اولاد و بازماندگانشان مربوط است و آن‌گونه که خود ایشان -بنا به نقل نهج‌البلاغه- در آن نوشته مرقوم کرده‌اند، مخاطب این وصیت، همه کسانى هستند که این نامه و این وصیت به آن‌ها مى‌رسد؛ یعنى ما هم مخاطب کلمات امیرالمؤمنین علیه‌الصّلاةوالسّلام هستیم. این همان وصیت معروف است که بعد از یکى دو سطر مى‌فرمایند: «اوصیکما و جمیع ولدى و أهلى و من بلغه کتابى بتقوى اللَّه و نظم أمرکم و صلاح ذات بینکم».

تقریباً بیست مطلب در این وصیت ذکر شده است. بدیهى است وصیت یک انسان بزرگ، آن‌هم وقتى که در آخرین ساعات عمر او این وصیت نوشته مى‌شود، شامل حسّاس‌ترین مطالب به نظر اوست. امیرالمؤمنین علیه‌الصّلاةوالسّلام این وصیت را بعد از ضربت ابن‌ملجم نوشته‌اند؛ «لمّا ضربه إبن ملجم». تقریباً بیست مطلبى که در این وصیت آمده، مهم است. مطالب، درباره دنیاطلبى، قرآن، حج، جهاد، یتیمان،همسایگان و... است. دو مطلب از تقریباً بیست مطلب را انتخاب کرده‌ام تا امروز عرض کنم: یکى «نظم أمرکم» و دوم «صلاح ذات بینکم»؛ یعنى ایجاد الفت میان برادران. از این‌جا مى‌شود فهمید که این دو مطلب جزو مطالب بسیار مهم در نظر امیرالمؤمنین علیه‌الصّلاةوالسّلام است.


متن کامل در ادامه مطلب

سی روز، سی گفتار | بیست و دوم: فضائل امیرمؤمنان

پنجشنبه, ۱۰ مرداد ۱۳۹۲، ۰۲:۰۳ ق.ظ

وب سایت گفتمان برتر


روز بیست و دوم: فضائل امیرمؤمنان


                              


امیرالمؤمنین علیه‌السلام جزو چهره‌هاى جذّاب تاریخ است. انسان شاید کمتر شخصیت تاریخى را بتواند پیدا کند که به‌قدر امیرالمؤمنین على‌بن‌ابى‌طالب علیه‌السلام در میان همه آحاد بشر -نه فقط ملت اسلام- دلباخته داشته باشد. چه بسیار غیر مسلمانانى که اسلام و حتّى پیامبر اسلام را قبول ندارند اما به على علیه‌السلام عشق مى‌ورزند؛ به او احترام مى‌کنند و او را ستایش مى‌کنند. مسلمانان و به‌خصوص شیعیان هم که نسبت به آن بزرگوار، چه تکریم و تعظیمى در دل و جان و ذهن خودشان قائلند! در بین ما شیعیان و آحاد مسلمین، کسانى هستند که عامل به احکام اسلامى هم نیستند اما امیرالمؤمنین را بزرگ مى‌شمارند. این براى چیست؟ این به‌خاطر آن است که مجموعه خصوصیات والاى انسانى در این بزرگوار به‌قدرى زیاد بوده است که هرکس که از على علیه‌السلام چیزى شنیده است، در مقابل این خصوصیات خاضع است. فقط یک دسته استثناء هستند که آن‌ها على را مى‌شناسند اما با او دشمنند. آن‌ها کسانى هستند که با مبانى‌اى که این انسان بزرگ براى آن جهاد کرده و همه عمر را صرف کرده است، به‌شدت دشمنند؛ طبعاً با سربازِ اوّلش هم دشمنند. یا در آن دوره‌هاى اوّل، کسانى که زخم‌خورده از آن شمشیر بى‌انعطاف و آن انسان آشتى‌ناپذیر با بدى و زشتى بودند، با او دشمن بودند؛ والاّ آدم‌هاى باانصاف و انسان‌هاى فطرى، همه محب و مشتاق این شخصیت عظیمند. البته این در صورتى است که از او چیزى شنیده باشند؛ آن‌هایى که نشنیدند و نمى‌دانند، طبعاً خارجند.
  

متن کامل در ادامه مطلب

وب سایت گفتمان برتر


روز بیست و یکم: برنامه تربیتی امیرمؤمنان

                                   

براى این‌که از امیرالمؤمنین درس بگیریم، یک بُعد از ابعاد فعالیت همه‌جانبه امیرالمؤمنین را عرض می‌کنم و آن بُعد تربیت اخلاقى است. آن روزى که امیرالمؤمنین علیه الصّلاة و السّلام در جامعه اسلامىِ آن روز بر سر کار آمد، وضع امت مسلمان با آن روزى که پیغمبر اکرم از دنیا رفت، تفاوت زیادى کرده بود. این بیست و پنج سال فاصله بین رحلت پیغمبر اکرم و آمدن امیرالمؤمنین بر سر کار، حوادث زیادى اتفاق افتاده بود که این حوادث بر روى ذهن و فکر و اخلاق و عمل جامعه اسلامى اثر گذاشته بود و بعد، این نظام و این جامعه را امیرالمؤمنین تحویل گرفت.

نزدیک پنج سال امیرالمؤمنین در آن کشور بزرگ اسلامى حکومت کرد. این پنج سال، هر روزش حاوى یک درس است. یکى از کارهاى مستمر امیرالمؤمنین پرداختن به تربیت اخلاقى آن مردم است. همه انحراف‌هائى که در جامعه پیش مى‌آید، برگشتش و ریشه‌اش در اخلاقیات ماست. اخلاق انسان، خصوصیات و خصال اخلاقى انسان‌ها، عمل آن‌ها را جهت می‌دهد و ترسیم می‌کند. اگر ما در یک جامعه‌اى یا در سطح دنیا کج‌رفتارى‌هائى را مشاهده می‌کنیم، باید ریشه آن‌ها را در خُلقیات ناپسند ملاحظه کنیم. این حقیقت، امیرالمؤمنین را به بیان یک حقیقت مهم‌ترى وادار می‌کند و آن حقیقتِ بالاتر این است که اغلب این خصال باطل و مضر در انسان‌ها، برمی‌گردد به دنیاطلبى. لذا امیرالمؤمنین می‌فرماید: «الدّنیا رأس کلّ خطیئة»؛ دنیاطلبى ریشه و مرکز اصلى همه خطاهاى ماست که در زندگى جمعى ما، در زندگى فردى ما، این خطاها اثر می‌گذارد. خوب، معناى دنیاطلبى چیست؟ دنیا چیست؟

متن کامل در ادامه مطلب